اتفاقاتی که این روزها برای روپرت مرداک و امپراتوری رسانه‌ای او رخ می‌دهد، شادی پنهان و عیانی را در عرصه سیاسی انگلستان و به ویژه جناح محافظه کار این کشور به دنبال داشته است.

ریشه این رابطه تلخ بین تابلویدهای انگلیسی و سیاستمداران به دهه‌ها قبل برمی‌گردد. 

رقص سیاستمداران بر گور امپراتوری مرداک



یکی از بهترین مثال‌ها در توصیف این رابطه به سال 1992 برمی‌گردد؛ زمانی که جان میجر نخست وزیر محافظه‌کار انگلستان ناچار شد از سیستم پول واحد اروپایی چشم‌پوشی کند و وقتی از کلوین مکنزی سردبیر روزنامه «سان» پرسید برای شماره روز آینده چطور می‌خواهد این موضوع را پوشش دهد، با این جواب روبرو شد: «خب، جان، اجازه بده این طور بهت بگم. من الان یک کپه مدفوع روی میزم دارم که فردا صبح همه اون رو روی سر تو خالی می‌کنم!»


رقص سیاستمداران بر گور امپراتوری مرداک
اتفاقاتی که این روزها برای روپرت مرداک و امپراتوری رسانه‌ای او رخ می‌دهد، شادی پنهان و عیانی را در عرصه سیاسی انگلستان و به ویژه جناح محافظه کار این کشور به دنبال داشته است.

ریشه این رابطه تلخ بین تابلویدهای انگلیسی و سیاستمداران به دهه‌ها قبل برمی‌گردد.

یکی از بهترین مثال‌ها در توصیف این رابطه به سال 1992 برمی‌گردد؛ زمانی که جان میجر نخست وزیر محافظه‌کار انگلستان ناچار شد از سیستم پول واحد اروپایی چشم‌پوشی کند و وقتی از کلوین مکنزی سردبیر روزنامه «سان» پرسید برای شماره روز آینده چطور می‌خواهد این موضوع را پوشش دهد، با این جواب روبرو شد: «خب، جان، اجازه بده این طور بهت بگم. من الان یک کپه مدفوع روی میزم دارم که فردا صبح همه اون رو روی سر تو خالی می‌کنم!»


این اتفاق بدل به افسانه‌ای در توصیف قدرت روزنامه‌های زرد انگلیسی شده بود، اما با افشاگری‌های اخیر ورق برای اولین بار برگشته و تابلویدها باید به فکر جوابگویی باشند. تصمیم‌های مرداک از معذرت‌خواهی و حضورش در پارلمان گرفته تا کنار کشیدن از خرید شرکت ماهواره‌ای بی اسکای بی همگی نشانه‌هایی از تغییر عمده در تعریف‌های رایج از زندگی انگلیسی هستند.


مرداک هرگز به باخت عادت نداشت و از ورودش به انگلستان درسال 1968 همیشه سیر صعودی را طی کرد و بدل به تاثیرگذارترین غول رسانه‌ای انگلستان شد. او به قدری قدرت داشت که تونی بلر با توجه به روابط بد حزب کارگر با «نیوزکورپوریشن» شخصا به استرالیا سفر کرد تا با مرداک و معاونین او به تفاهمی منطقی برسد و به آن‌ها اثبات کند رویکرد حزب کارگر تغییر خواهد کرد و قابل اعتماد‌تر از گذشته در روابط دو جانبه خواهند بود.

به نوشته فارن پالیسی روزنامه‌های مرداک چندان روی خوشی به دیوید کامرون نشان ندادند و او هم به نوبه خود از امپراتوری مرداک فاصله گرفت و اولین دیدار این دو هم امیدوارکننده نبود، ولی پس از مدتی براون از سوی مشاورانش توصیه شد تا اندی کالسون را به عنوان مدیر ارتباطات نخست وزیری استخدام کند و ازآن پس روزنامه‌های مرداک نخست وزیر را زیر بال و پر خودگرفتند.

کالسون با هدف این آشتی آشکار استخدام شد و پس از اینکه به خاطر شنود تلفن های خانواده سلطنتی از روزنامه «نیوز آو د ورلد» کنار گذاشته شده بود، از کامرون شانس دیگری گرفت، اما نخست وزیر انگلستان خوش شانس بود که یک ماه قبل از رسوایی اخیر کالسون از سمتش کناره گیری کرد و گرنه مشخص نبود تحقیقات درباره این پرونده تاچه حد به دولت او رخنه پیدا می‌کرد.

اهمیت ضربه اخیر به امپراتوری مرداک وقتی مشخص می‌شود که بدانیم رسانه‌های زرد این قدر قدرت یافته بودند تا در سال 2008 علنا اعلام کنند در صورت باقی ماندن دومینیک گریو (وزیر کشور انگلستان) در سمتش از محافظه‌کاران در انتخابات آینده حمایت نخواهند کرد. تهدید کارگر افتاد و گریو با تغییر سمت به مهره‌ای کم‌قدرت بدل شد.

اما همانطور که سایمون هیوز نماینده لیبرال دمکرات در مجلس عوام گفت، خورشید امپراتوری روپرت مرداک در حال غروب است  و سیاستمداران انگلیسی برای نخستین بار در سه دهه اخیر از تابلویدها وحشتی ندارند و حتی فرصتی برای تسویه حساب با همه آن‌ها پیدا کرده‌اند. پارلمان ابتکار عمل را بدست گرفته و رسانه‌ها از سیاستمداران می‌ترسند، وحشتی که البته برایشان تبعات زیادی خواهد داشت.

نوشته شده در تاریخ 31 تیر 90    | توسط:    |    |
نظرات()